|
در وانفسایی که هر کس راه خود را گرفته و ساز خود را میزند، اندیشیدن به حق دیگران بسی دشوار است. زیرا از یک سو با آن خیل «سر به حالِ خود» ناهمساز میشوی و از دیگر سو متعهد به راست گفتن. ناهمساز بودن با آن خیل سر به حالِ خود، امکانی برای گفته شدن و شنیده شدن نمیگذارد و تعهد به راست گویی مجالی برای تسلیم شدن. پس چه باید کرد؟ باید راست گفت و درست شنید. این یعنی آزادی بیان. همان گمشدهای که همه دنبالش میگردند و شکوه میکنند که چرا نمییابندش. «امروزنامه» میخواهد یادآوری کند که هدف چه بود و چه باید باشد. چرا آن همه گفت و شنید از آزادی بیان و آزادی بعد از بیان تبدیل شد به... . به هر حال... ما که هستیم؟ گروهی روزنامهنگار با دغدغههایی مشترک: حفظ حرمت قلم، درک شأن حرفه، کار گروهی و قانونمند. چه میگوییم؟ به نظر ما با وجود گذشت مدت نسبتاً مدیدی از آغاز فعالیت مطبوعاتی در ایران، این حرفه همچنان غریب و یتیم است. غریب از آن جهت که کمتر کسی در جامعه آن را به عنوان شغل اصلی میشناسد و بیشتر کاری تلقی میشود از روی تفنن. روزنامهنگاری از مشاغل جدید وارداتی است و رگ و ریشهاش در این سرزمین هنوز قوام نیافته. به همین دلیل یتیم است و هر وقت به آن احتیاج داشته باشند صاحب پیدا میکند و اگر نیازی به آن نباشد رها میشود به حال خود. این وضعیت نباید ادامه پیدا کند زیرا به نفع هیچ کس نیست: نه به نفع فضای فرهنگی کشور، و نه به نفع مطبوعات و مطبوعاتیها. تغییر این وضع نیازمند تغییر دیدگاهها نسبت به روزنامهنگاری و رونامهنگاران است. همچنین جامعة روزنامهنگاران ایران باید شخصیت خود را پیدا کند و صنفی شود همچون اصناف معتبر و ریشهدار دیگر. وارداتی بودن این حرفه بدان معنی نیست که جامعه به آن احتیاج ندارد. اینکه مطبوعات آگاهیبخش جامعه هستند شعار نیست بلکه بیان فلسفة وجودی این پدیده است و وظیفة سنگین و خطیر روزنامهنگاران. وارداتی بودن آن نتیجة عقبماندگی ناشی از بیکفایتی حکومتهای قاجار و بعد از آن بوده است که به جای ایجاد زمینههای لازم برای شکوفایی استعدادها و پیشرفت و ترقی، سر در لاک خود فرو برده و اگر از آنجا بیرون را مینگریستند ناتوان از درک تحولات جهانی، مبهوت میماندند. چرا میگوییم؟ وضعیت کنونی روزنامهنگاری ایران وضعیت خوبی نیست و چشمانداز روشنی ندارد. جدا از سابقة آن در نیمقرن گذشته، در دو دهة اخیر این حرفه متأثر از جریانات سیاسی اثرگذار بر تحولات و فضای فرهنگی کشور و نیز در مواجهه با سرخوردگی ناشی از بازیهای سیاسی، دچار بحران هویت و موقعیت شده است. قرار بود انجمن صنفی روزنامهنگاران بلوغ این حرفه را نوید دهد و آن را از افتادن به دست و دامان این و آن برهاند اما متأسفانه چنین نشد. در مقابل این روند که میرود تا اوضاع بیسر و سامان روزنامهنگاری ایران را به فرجامی بد بکشاند نمیتوان و نباید سکوت کرد. چرا یک سایت؟ آیا نمیشد در یک روزنامه این دغدغهها را نوشت؟ خیر! در واقع هر روزنامهای میخواهد دیدگاههای خودش، یعنی گردانندگان و سرمایهگذارانش را در مطالبی از این دست اعمال کند. تن دادن به این دستکاریها نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه اعوجاج موجود را تشدید مینماید. لازم بود تا در فضایی عاری از شائبههای گروهی و سیاسی و... این مسائل مطرح و به اطلاع فعالین این عرصه رسانده شده و نظرات و خواستهها و دیدگاههای آنان هم مورد توجه و بحث قرار گیرد. بهترین تریبون برای چنین منظوری اینترنت است که هم دسترسی به آن برای اکثر روزنامهنگاران و علاقهمندان در همه جای دنیا آسان است و هم کمکی است به ترویج استفاده از امکانات تکنولوژیک برای توسعة فرهنگی و گسترش آزادی بیان مبتنی بر راستگویی. ما چگونه عمل میکنیم؟ این سایت به هیچ گروه و دستة سیاسی و... تعلقی ندارد. این سایت فقط از جنبة حرفهای و صنفی به طرح مباحث و درج اخبار مربوط به حوزة روزنامهنگاری میپردازد. این سایت پذیرای همة روزنامهنگاران برای درج دیدگاهها و دانستههایشان در این حوزه است. البته به شرط رعایت حرمت قلم و شأن روزنامهنگار. از آنجا که این تریبون باید بماند تا صدای ما به گوش همه برسد، خود را ناچار و ملزم به رعایت حدود و ضوابط قانونی میدانیم.
|